حكيم ابوالقاسم فردوسى
599
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
چنين گفت با هوم كاوس شاه * به يزدان سپاس و بدويم پناه كه ديدم رخ مرد يزدان پرست * توانا و با دانش و زور دست چنين داد پاسخ پرستنده هوم * به آباد بادا بداد تو بوم بدين شاه نوروز فرخنده باد * دل بدسگالان او كنده باد پرستنده بودم بدين كوهسار * كه بگذشت بر گنگ دژ شهريار همى خواستم تا جهان آفرين * به دو دارد آباد روى زمين چو باز آمد او شاد و خندان شدم * نيايش كنان پيش يزدان شدم سروش خجسته شبى ناگهان * بكرد آشكارا به من بر نهان ازين غار بىبن بر آمد خروش * شنيدم نهادم بآواز گوش كسى زار بگريست بر تخت عاج * چه بر كشور و لشكر و تيغ و تاج ز تيغ آمدم سوى آن غار تنگ * كمندى كه زنّار بودم بچنگ بديدم سرو گوش افراسياب * درو ساخته جاى آرام و خواب ببند كمندش ببستم چو سنگ * كشيدمش بيچاره زان جاى تنگ به خواهش به دو سست كردم كمند * چو آمد بر آب بگشاد بند به آب اندرست اين زمان ناپديد * پى او ز گيتى ببايد بريد ورا گر ببر باز گيرد سپهر * بجنبد بگرسيوزش خون و مهر چو فرمان دهد شهريار بلند * برادرش را پاى كرده ببند بيارند بر كتف او خام گاو * بدوزند تا گم كند زور و تاو چو آواز او يابد افراسياب * همانا بر آيد ز درياى آب بفرمود تا روزبانان در * برفتند با تيغ و گيلى سپر ببردند گرسيوز شوم را * كه آشوب ازو بد برو و بوم را بدژخيم فرمود تا بركشيد * ز رخ پردهء شرم را بردريد همى دوخت بر كتف او خام گاو * چنين تا نماندش بتن هيچ تاو برو پوست بدريد و زنهار خواست * جهان آفرين را همى يار خواست چو بشنيد آوازش افراسياب * پر از درد گريان بر آمد ز آب به دريا همى كرد پاى آشناه * بيامد بجايى كه بد پايگاه ز خشكى چو بانگ برادر شنيد * بر و بتّر آمد ز مرگ آنچ ديد چو گرسيوز او را بديد اندر آب * دو ديده پر از خون و دل پر شتاب فغان كرد كاى شهريار جهان * سر نامداران و تاج مهان كجات آن همه رسم و آيين و گاه * كجات آن سر تاج و چندان سپاه كجات آن همه دانش و زور دست * كجات آن بزرگان خسرو پرست كجات آن برزم اندرون فرّ و نام * كجات آن ببزم اندرون كام و جام كه اكنون به دريا نياز آمدت * چنين اختر ديرساز آمدت چو بشنيد بگريست افراسياب * همى ريخت خونين سرشك اندر آب چنين داد پاسخ كه گرد جهان * بگشتم همى آشكار و نهان كزين بخشش بد مگر بگذرم * ز بد بتّر آمد كنون بر سرم مرا زندگانى كنون خوار گشت * روانم پر از درد و تيمار گشت